کلماتی که به جای حرف اشک شد و از چشمانم سخن گفت

من واقعا خسته شدم
از بی حبری طولانی که نسبت به شما دارم کم اوردم
من اونقدر ها هم قوی نیستم... هیچوقت قوی نبودم.

من بدون شما هیچ میشم... بی هویت
هر چی عقربه ها جلو تر میروند من به عقب برمیگردم . به خاطراتی که کنار شما داشتم. به روز هایی که دختر عزیز خانواده ام بودم

به راستی که من احمق ترین دختر این زمینم . کسی که خودش با دستای خودش بی کسی رو انتخاب کرد

من همیشه شمارو تحسین میکردم

خانواده ای به شدت فعال و خوش قلب

همیشه میخواستم دختری باشم که در حد شما باشه . که بهش افتخار کنین

الان که از شما خبر ندارم ... هر نفس کشیدن برام برزخه

توی سکوت اشک میریزم توی کتابخونه دانشگاه بدون این که کسی بفهمه

باید درس بخونم چون امتحان دارم... دوست ندارم با نمراتم شرمنده شما باشم

اما چطوری؟ وقتی چند روزه با کسی صحبت نکردم... صداتونو نشنیدم... مامان من هیچوقت قوی نبودم مثل تو. بابا من هیجوقت صبور نبودم مثل تو

حواهر دوست داشتنی ام من هیچوقت زیبا و باهوش نبودم مثل تو

حاضرم همه چیز رو بدم ولی به جای شما اونجا باشم... لیاقت شما این نبود

منم لیاقتم این آسایشی که بران فراهم کردید نبود

تقدیم به خواهرم...بدون تا آخرین نفسی که دارم بی نهایت دوستت دارم

9 ژانویه 2026

یک روز کامله که اینترنت ایران کامل قطع شده و من صداتو نشنیدم، نوتفیکیشن صبح بخیر گفتنتو روی گوشیم ندیدم، صورت به خوشگلی ماهتو ندیدم

من خواهر بزرگترتم، تو چرا انقدر منو لوس کردی؟

تو کی انقدر بزرگ شدی؟

نیلوفرم

خواهرت خیلی شرمنده اس که نتونست کنارت باشه توی روزای سخت، انقدر شرمنده ام که اسمتو میبینم اشکه که از چشمام جاری میشه

دوگانگی که دارم حس میکنم انقدر زیاده که توان هضمشو ندارم

نزدیک دو بار غش کردم از دیروز که خداحافظی کردیم

حتی اگه حالت هم خوب باشه بدون من، من دلم میخواد الان کنارت بودم، بغلت میکردم و نگاهت میکردم

از اون روزی که اومدم اینجا امروز سخت ترین روز بوده

ویس آخری که فرستادی و خداحافظی کردی رو میترسم که دوباره گوش بدم

ببخشید که نبردمت سفر تهران

ببخشید که خواهر باحالی نبودم

ببخشید که بیشتر وقتها به فکر خودم بودم فقط

**********************

الان من بی خبرم ازتون و دارم تکه تکه میشم

تروخدا نگران من نباشین... فقط مراقب خودتون باشین

من توی این دنیا فقط شمارو دارم ...فقط

تا ابد

خواهر بی معرفتت